تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم

تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم

انسان عصر ماشین را برای تحلیل محتوای عناصر درونی جهات در صدد تجزیه آنها جزء نگری به منزله اساسی این روش تجزیه مدار از این اعتقاد برمی حاست که همه اشیاء رویدادها و خواص آنها و حتی تجربه و دانش آدمی در مورد  آنها ،از یک سلسله اجزای تفکیک ناپذیر و نهایی همچون اتمها،ذرّات شیمیایی ،سلولها ،ادراکات اولیه و …تشکیل شده است.این موجودیتها بر حسب مجموعه ای از قوانین ملی با هم در ارتباط اند.در عصر ماشین ،نگرش رایج در جهان ، مبتنی بر نوعی قطعیت یا جبر حاکمت حدود و ثغور مشخص و ریز بوده و حتی تصور می شود که رویدادهای جهان ،بر اساس یک سلسله از قطعیتهای حتمی و قبلی معین می شوند و چنین فرضی می شد که رویدادها صرفاً (به کمک قوانین حاکم بر ماده و حرکت) قابل توضیح هستند.از این رو فقط معارف و روش های شناسایی علوم فیزیکی را برای توضیح حیات لازم می دانسته اند.

هنگامی که انسان موفق شد ماشین را به مثابه منبع کار فیزیکی ، جایگزین نیروی کار کند ،بخشی از کار به ماشین و بخشی دیکر به انسان واگذار شد.بدین ترتیب ،کار به اجزای ریزتر تشکیل دهنده خود تقسیم شد،بنابراین با قرار گرفتن محصول در خط تولید ضمن افزایش بهره وری ، جنبه های غیرانسانی (ماشین) کار نیز افزون یافت .در نتیجه فراگردی که ابزارهای مکانیکی را جایگزین نیروهای کار کرد،انسان را تاحدی تنزل داد که مانند ماشین عمل کند و به انجام دادن کارهای ساده ، تکراری و کسل کننده بپردازد .

با جنگ جهانی دوم عصر سیستم ها نیز آغاز شد .علی رغم تشکیل شدن سیستم از اجزای به هم پیوسته ،آن را باید به منزله یک کل غیر قابل تقسیم به اجزای خود در نظر گرفت .در آن زمان ،به جای تشریح یک کل براساس اجزای تشکیل دهنده آن ،و نحوه قرار گرفتن اجزاء در کل مطالعه می شود !بدین ترتیب زمینه ای برای کل نگری فراهم گردید .هر چند در (کل نگری) همه اشیاء رویدادها،و تجارب مبتنی بر آنها به منزله (کلهایی)مستقل تلقی می شوند،ولی در پیوست ملاحظات نسبی ،همین (کلها )اجزای(کلهایی بزرگتر) را تشکیل می دهند.

عصر سیستمها انقلاب فراصنعتی را به ارمغان آآورد .این انقلاب مبتنی بر استفاده از ماشین های محاسبی است که ضمن مشاهده به تولید، پردازش منطقی،  و انتقال اطلاعات می پردازند.با انقلاب صنعتی و ظهور ماشینهای پردازش و انتقال اطلاعات ،امکان ماشینی کردن برخی از فعالیت های ذهنی نیز فراهم شد.

در عصر ماشین که علم در صدد بود جهان و آنچه در آن است را تجزیه کند،خودش نیز به نظام های محدود تری تقسیم شد.ولی اندکی پیش از آغاز جنگ جهنی دوم،علوم حرکت موضوعی خود را به سوی کلیّتی جدید در بستر جنبش ظهور علوم میان رشته ای پیش گرفتند .در نتیجه مباحث میان رشته ای مانن تحقیق در عملیات ،علم کنترل و ارتباطات مهندسی سیستمها ،رشد و تکامل ،و بوم شناسی در میان دانشمندان گسترش یافتند.

علوم سیستمی نیز علاوه بر مطالعه مفهوم (کلیّت ) ) و ماهیت (کلها) جدایی علوم انسانی از سایر علوم را منکر شده ،آنها را (دو رویی یک سکه )فرض می کنند که هرچند به طور جداگانه قابل مطالعه هستند ،نمی توان آنها را از هم جدا شاخت .موضوع علوم انسانی مطالعه گوناگونیها و تمایزهای موجود میان پدیده هایی است که یکسان به نظر می رسند و موضوع سایر علوم ،مطالعه تشابهات میان پدیده ای است که با هم متفاوت اند ،بنابراین هر دوی آنها برای شناخت و حل مسائلی لازم هستند.

برای حل هر مساًله ،دانستن دو موضوع لازم است :اینکه از چه جنبه هایی با مسائل حل شده شباهت دارد (برای آنکه از دانسته ها مدد گرفت).و اینکه از چه ابعادی با آنها تفاوت دارد (برای آنکه بتوان ازفرا گیریها را معین ساخت ).به این ترتیب میتوان چنین ادعا کرد که علوم انسانی زمینه عمومی کاربرد مفاهیم نظری و شناختی ، و اجزای جزء به جزء و تحقق خارجی روابط ملی حاکم بر علوم تجربی (در حد سلولی )را فراهم ساخت.به این ترتیب ،علوم انسانی در(شناخت مسائل) و سایر علوم (در حل آنها)به انسان کمک می کنند.

میدان تجزیه و تحلیل سیستم ها در دو الی سه دهه گذشته ،بیش از هر رشته دیگری در مدیریت منابع اطلاعاتی ،شاهد رویارویی ایدئولوژیها بوده است .یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل سیستمها ،به استثنای برنامه نویسی و توسعه سخت افزارها ،با دشواری به جایگاه و زمینه کاربرد خود در نزد کاربران و طراحان سیستم ،دست یافته اند.به طوری که کتب درسی گذشته نیز تا حدزیادی منعکس کننده

این موضوع دمدمی مزاج بودند و آن را در خود متجلّی می ساختند ،در حالی که معمولاً بر توسعه مهارتهای فنی و کار با کامپیوتر تاًکید می کردند.

بسیاری از پژوهشگران چنین باور دارند که با توسعه سیستمهای اطلاعاتی ،عصر جدیدی آغاز شده است .در این عصر جدید کاربران به جای فن  آوران هدایتگرفرا گرد ایجاد سیستم هستند،نرم افزارهای کاربردی به جای مصارف کامپیوتری ،مجریان پروژه ها رو به خود مشغول می کنند و انواع سیستم ها و نحوه ساخت آنها به جای استعدادهای تحلیلگران سیستم و برنامه های بازاریابی کامپیوتر ،بر مبنای نیازهای کاربران نهایی تعیین می شوند.

در تجدید نظر و تکمیل این کتاب که پیش از این به صورت جزوه درسسی منتشر شده بود ،سعی شده است که این تحولات نیز در نظر گرفته شوند.

نگاهی کلی بر سیستم ها

سیر تحول مدیریت

جوامع و سیروتحول آنها را می توان با توجه به شیوه مدیریت حاکم بر  آنها به صورت ذیل تقسیم بندی کرد

۱)عصر شکار ۲)عصر کشاورزی ۳)عصر صنعتی ۴)عصر فرا صنعتی(اطلاعات).و ۵)عصر خرد و فرزانگی(حکمت).

آشکار است که روند تحولات مدیریتی ،تابع از نحوه یادگیری و روند کسب و معرفت است.یادگیری در عصر شکار در سطحی ابتدایی صورت می گرفت ،به این ترتیب که روی پدیده ها اسم گذاری می شد تا قابل شناسایی بشوند در واقع این عنصر را می توان مرحله ظهور (داده ها )دانست .سبک مدیریت در این عصر آمرانه (چماقی) است.

بعد از این مرحله عصر کشاورزی فرا رسید که صد ها سال دوام یافت در این عصر ساخت و پردازش داده ها تکامل بیشتری پیدا کردند و ترکیبی از داده ها ایجاد شد .ترکیب داده ها در این عصر گسترده تر از مرحله شکار بود .در این مرحله از تکامل مدیریت از حالت چماقی به حالت شلاقی تبدیل شد.

در ابتدای قرن نوزدهم برخی از کشورها وارد مرحله صنعتی شدند در این دوران گه یکصدوپنجاه سال طول کشید نیروی کار و مدیریت بر همه چیز چیرگی داشت و عناصر  تولید تکامل بیشتری پیدا کردند.

در حدود اواسط قرن بیستم کشورهای صنعتی به مرحله جدیدی پانهادند که در این دوران به جوامع خدمتگذار تبدیل شدند در این دوره جاذبه استخدام بیشتری ن مبتنی بر ارائه خدمات بود.

در عصر صنعتی (سرمایه) منبع استراتژیک به شمار می آمد در حالی که در عصر اطلاعات (دانش)منبع استراتژیک است صاحب نظران عمری پنجاه ساله را برای عصر اطلاعات تخمین زده اند.