حیض (فقه)

حیض (فقه)

حیض، به خونى معروف،از رحم زن بیرون می آید،گفته می شود.

  • حیض در كلمات بسیارى از فقها به خونى كه پس از بلوغ، به صورت عادت ماهانه، در ایامى خاص از رحم زن بیرون مى‌آید، تعریف شده است. تعریف یاد شده بنابر تصریح برخى، معنای لغوی و شرعی حیض است. بنابر این، حیض، اسم براى خون یاد شده است.
[۱]

 

[۲]

 

[۳]

لیكن برخى، آن را اسم معنا (مصدر) دانسته و به جریان خون مخصوص یا گرد آمدن خون در رحم و یا خروج آن از رحم تعریف كرده‌اند. در كلمات بسیارى از لغویان نیز حیض به سیلان و جارى شدن معنا شده است.
صحّت اضافه خون به حیض و اطلاق خون حیض نیز مؤید اسم معنا بودن آن است.

[۴]

 

[۵]

 

[۶]

 

[۷]

 

[۸]

البته ثمره‌اى بر این اختلاف مفهومى مترتّب نیست.

نامهای دیگر حیض

[ویرایش]


از حیض به طَمث، قرء و محیض نیز تعبیر مى‌شود

[۹]

 

[۱۰]

و به زنى كه در حالت حیض است حائض مى‌گویند.

کاربردعنوان حیض درفقه

[ویرایش]


جایگاه اصلى این عنوان باب طهارت است؛ لیكن به مناسبت در برخى ابواب دیگر، نظیر صلات، صوم، اعتکاف، حج، حجر و کفارات نیز از آن سخن گفته‌اند.

ویژگیهای خون حیض

[ویرایش]


خون حیض غالب اوقات، تیره رنگ و غلیظ است و با حرارت و سوزش بیرون مى‌آید. افزودن قید «غالب» بدین جهت است كه خونى كه زن در ایام عادت مى‌بیند محكوم به حیض است، هرچند فاقد ویژگیهاى یاد شده باشد. 

[۱۱]

براى تشخیص خون حیض از بکارت در صورت اشتباه، پنبه‌اى درون شرمگاه‌ نهاده مى‌شود، اگر خون دایره وار در پنبه شكل بگیرد، خون بكارت و اگر در آن نفوذ كند، خون حیض است. این آزمایش بر زن واجب است.

[۱۲]

 

[۱۳]

براى تشخیص خون حیض از خون ناشى از زخم درون رحم بنابر قول مشهور زن به پشت مى‌خوابد و انگشت میانى را داخل شرمگاه مى‌كند، اگر خون از سمت راست انگشت خارج شود، خون زخم و اگر از سمت چپ بیرون آید، خون حیض است.

[۱۴]

جمعى از فقها بر این ملاک اشكال كرده

[۱۵]

 

[۱۶]

 

[۱۷]

و برخى، در تشخیص آن دو از یكدیگر، قائل به عكس ملاک فوق شده‌اند.

[۱۸]

 

[۱۹]

 

شرایط خون حیض به لحاظ سن

[ویرایش]


علاوه بر ویژگیهاى یاد شده، در خون حیض شرایطى معتبر است. به لحاظ ؟ زن، خونى که زن قبل از نه سالگى (بلوغ) و نیز بعد از یائسگی مى‌بیند حیض نیست، هرچند داراى صفات حیض باشد. سن یائسگى بنابر مشهور در غیر قرشی و نبطی پنجاه و در آن دو، شصت سال قمری است.

[۲۰]

 

[۲۱]

به لحاظ زمان، کمترین مدت حیض سه روز و بیشترین آن ده روز است. بنابر این، خون کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز حیض نیست.

[۲۲]

 

[۲۳]

اقلّ طهر (پاکی از حیض) ده روز است. در نتیجه فاصله بین دو حیض کمتر از ده روز نخواهد بود، امّا در ناحیه زیادى محدودیتى ندارد.

[۲۴]

 

[۲۵]

بنابر قول مشهور، سه روزى که زن خون مى‌بیند باید پى در پى باشد، از این رو، اگر این سه روز در ضمن ده روز باشد، لیکن پى در پى نباشد- مانند آنکه روزهاى اوّل، چهارم و هفتم خون ببیند- حکم به حیض بودن آن نمى‌شود.

[۲۶]

بنابر قول مشهور، جمع بین حیض و بارداری ممکن است، لیکن در اینکه جمع بین آن دو مطلقا امکان پذیر است یا تنها در صورت آشکار نشدن حاملگی، اختلاف است. بنابر قول به امکان جمع (نظر مشهور)، خونى که زن حامله در ایام عادت مى‌بیند و ویژگیهاى حیض را دارد، محکوم به حیض است، لیکن در اینکه وجود هردو ویژگى (در ایام عادت بودن و صفات حیض داشتن) شرط است، یا وجود یکى از آن دو کافى است، یا تنها صفات حیض را داشتن یا تنها در ایام حیض بودن شرط است، یا هیچ کدام شرط نیست، احتمالاتى مطرح است.
برخى خون ایام عادت یا همراه با کمى قبل از آن را حیض دانسته و خون پس از آن را در صورتى که پس از بیست روز از ایام عادت ببیند، حیض نمى‌دانند.
برخى خون دوران پس از عادت و قبل از سپرى شدن بیست روز را نیز مطلقا حیض دانسته‌اند. برخى، حکم به حیض بودن خون یاد شده را منوط به وجود صفات حیض در آن کرده‌اند. برخى دیگر، اوصاف حیض را مطلقا ملاک دانسته و گفته‌اند: خون واجد صفات حیض محکوم به حیض است، چه در ایام عادت با شد یا در غیر ایام عادت. برخى نیز وجود یکى از دو امر یاد شده (در ایام عادت بودن و صفات حیض داشتن) را در حکم به حیض بودن کافى دانسته‌اند.

[۲۷]

 

[۲۸]

 

[۲۹]

خونى که زن در حدّ فاصل بین سه و ده روز مى‌بیند و امکان حیض بودن آن مى‌رود، بنابر مشهور، بلکه بنابر اجماع ادعا شده، حیض محسوب مى‌شود، خواه در صفت متّحد باشند یا مختلف. در فقه از این مسئله به قاعده امکان تعبیر شده است 

[۳۰]

 

[۳۱]

 

[۳۲]

حیض شدن دختردلیل و کاشف تحقق بلوغ قبل از آن است.

[۳۳]

بنابر قول مشهور، حیض نشدن کنیز در مدت شش ماه عیب به شمار مى‌رود.

[۳۴]

 

اقسام حائض

[ویرایش]


زن حائض یا صاحب عادت است یا غیر صاحب عادت.
صاحب عادت به عادت وقتیه و عددیه، عادت عددیه و عادت وقتیه و غیر صاحب عادت به مبتدئه، مضطربه و ناسیه تقسیم مى‌شود.

← صاحب عادت

زنى که دوبار به صورت یکسان خون ببیند.

← عادت وقتیه و عددیه

زنى که دو بار در وقت معین خون ببیند و شمار روزهاى آن نیز یکى باشد، مثلا هر دو بار، اوّل تا هفتم ماه.

← عادت عددیه

زنى که شمار روزهایى که خون مى‌بیند یکسان است، امّا زمان آنها متفاوت مى‌باشد، مثلا هر دوماه هفت روز خون مى‌بیند، لیکن یکى در اوّل و دیگرى در وسط ماه.

← عادت وقتیه

زنى که زمان خون دیدنش یکسان، امّا روزهاى آن متفاوت است،مثلا در اوّل هر دو ماه خون مى‌بیند،لیکن در یک ماه پنج روز و در ماه دیگر هفت روز.

← غیر صاحب عادت

زنى که در مسئله خون دیدن عادتى ندارد.

← تعریف زن مبتدئه

براى مبتدئه دو تعریف ذکر شده است: یکى زنى که نخستین بار خون مى‌بیند و دیگرى زنى که داراى عادت نیست. خواه منشأ آن، نخستین بار خون دیدن وى باشد یا عدم استقرار عادت.
تعریف دوم، اعم از تعریف اوّل و منسوب به مشهور است .

← زن مضطربه

زنى که چند بار خون دیده ولى متفاوت، و عادت مستقر و ثابت نداشته است. مضطربه به ناسیه نیز تعریف شده است.

← تعریف زن ناسیه

زنى که عادتش را فراموش کرده است. از آن به متحیره نیز تعبیر شده است.

[۳۵]

 

[۳۶]

 

[۳۷]

 

تحقق عادت

[ویرایش]


عادت با دوبار خون دیدن زن به صورت یکسان محقق مى‌شود. چنان که تبدیل عادت قبلى به عادت بعدى با دو بار تغییر یکسان تحقق مى‌یابد. اگر صاحب عادت، دو بار متفاوت خون ببیند بنابر قول برخى، حکم عادت اوّل باقى است.، لیکن اگر چند بار متفاوت خون ببیند، عادتش باطل و به مضطربه ملحق مى‌گردد.

[۳۸]

 

[۳۹]

 

← خون عادت وقتیه

صاحب عادت وقتیه- چه عددیه هم باشد یا نباشد- به محض دیدن خون در ایام عادت- و یا یکى دو روز قبل و بعد از آن، به مقدارى که پس و پیشِ عادت به شمار رود- آن را حیض قرار مى‌دهد و تمامى احکام حیض را مترتّب مى‌کند،هرچند فاقد صفات حیض باشد.
پس از آن اگر معلوم شود حیض نبوده- مثلا خون قبل از سه روز قطع شده- عبادتهاى انجام نداده را قضا مى‌کند.

[۴۰]

 

[۴۱]

 

[۴۲]

 

← خون غیر عادت وقتیه

غیر صاحب عادت وقتیه، اعم از صاحب عادت عددیه، مبتدئه، مضطربه و ناسیه، در اینکه به صرف دیدن خون، حائض محسوب مى‌شود و وظیفه‌اش‌ عمل به حکم حائض است یا سه روز صبر مى‌کند، در صورت دیدن خون در آن مدت یا بیشتر، آن را حیض قرار مى‌دهد و یا تنها در صورت واجد صفات حیض بودن، آن را حیض قرار مى‌دهد و یا اینکه تا سه روز بین تروک حائض و اعمال مستحاضه جمع مى‌کند، اختلاف است.

[۴۳]

 

[۴۴]

اگر زن– در هر وضعیتى- پس از گذشتن اقل طهر (ده روز) از حیض قبلى سه روز پى در پى خون ببیند و سپس قطع شود، باید آن را حیض قرار دهد و چنانچه پس از آن تا ده روز به صورت غیر متوالى خون ببیند، همه روزها تا سقف ده روز حیض به شمار مى‌رود، به شرط آنکه جریان خون از ده روز تجاوز نکند.

[۴۵]

 

← خون عادت عددیه و وقتیه

صاحب عادت عددیه و وقتیه، در صورتى که به مقدار همان عدد، قبل از ایام عادت یا بعد از آن خون ببیند، حکم به حیض بودن آن مى‌شود، هرچند داراى صفات حیض نباشد،چون در این گونه مواقع که عادت، پس و پیش مى‌شود، عدد بر وقت مقدم مى‌گردد.

[۴۶]

 

[۴۷]

صاحب عادت در صورتى که قبل از ایام عادت خون ببیند و در ایام عادت نیز استمرار داشته باشد، یا در وقت عادت و پس از آن و یا قبل از عادت و زمان عادت و پس از آن، خون ببیند و مجموع آن از ده روز بیشتر نباشد، همه آن روزها حیض خواهد بود.

[۴۸]

 

[۴۹]

حکم خونى که زن بیش از ده روز مى‌بیند متفاوت است. صاحب عادت، ایام عادت را حیض و بقیه را استحاضه قرار مى‌دهد. هرچند برخى نسبت به ایام استظهار توقف و یا حکم به حیض بودن آن کرده‌اند. مبتدئه و مضطربه بنابر مشهور، خون واجد صفات حیض را- در صورت کمتر نبودن آن از سه و بیشتر نبودن آن از ده روز- حیض و خون واجد صفات استحاضه را استحاضه قرار مى‌دهند.
در صورت یکسان بودن خون و عدم امکان تمیز آن و یا فقدان دو شرط یاد شده (کمتر از سه و بیشتر از ده روز نبودن) در عدد ایام حیض به عادت زنان خویشاوند رجوع مى‌کند. در صورت عدم امکان و یا مختلف بودن آنان بنابر مشهور به همسالان خود رجوع مى‌کند و در صورت عدم امکان و یا اختلاف ایشان، در اینکه در هر ماه چه روزهایى را حیض قرار دهد، اقوال مختلف است. هفت روز در هر ماه، ده روز در یک ماه و سه روز از ماه دیگر، ده روز در هر ماه و سه روز در هر ماه از جمله این اقوال است.

[۵۰]

 

[۵۱]

 

[۵۲]

 

[۵۳]

 

← حکم خون ناسیه

حکم ناسیه در رجوع به صفات همچون حکم مبتدئه است، لیکن در فرض فقدان صفات به خویشان و همسالان خود رجوع نمى‌کند، بلکه به عدد- بر حسب اختلاف اقوال- عمل مى‌کند.

[۵۴]

 

[۵۵]

 

[۵۶]

 

استبراى حائض

[ویرایش]


بنابر قول مشهور بر حائضى که خونش قبل از ده روز قطع شده و احتمال وجود خون در داخل فرج مى‌دهد، واجب است قبل از غسل استبرا کند.

[۵۷]

 

[۵۸]

 

استظهار حائض